ایران در آستانه سال۱۴۰۵ با بحرانی چندبعدی روبهرو است. در چنین شرایطی بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در هم تنیده شدهاند. جنگ تحمیلی ۱۲روزه و فعال شدن مکانیسم ماشه، همراه با ناترازیهای عمیق انرژی، بودجه، آب و صندوقهای بازنشستگی، کشور را به وضعیتی کشانده که مرز میان بحرانها از میان رفته است. تورم مزمن، جهش ارزی و نرخ بالای ۱۰۰هزار تومانی دلار آمریکا، کسری بودجه ساختاری، فرسایش سرمایه اجتماعی و فقر گسترده نشان میدهد اقتصاد دیگر تابآوری پیشین را ندارد. بررسیها نشان میدهد که عبور از چنین راه پرچالشی ظاهرا به ۲گزینه یعنی جنگ و تسلیم محدود شده است. این دوگانه جامعه را در تنگنا قرار داده و مفهوم «توافق» را به معنای پذیرش کامل خواستههای طرف مقابل تقلیل داده است. اما تجربه جهانی نشان میدهد راه سومی نیز وجود دارد. این راه سوم شامل کاهش تنش مرحلهای بدون تغییر اصول کلان، تعامل هدفمند، استفاده از میانجیها و نهادهای منطقهای و مهمتر از همه بازسازی اعتماد داخلی از طریق شفافیت و مشارکت است.