مرکز پژوهشهای مجلس به تازگی در گزارشی با عنوان «بررسی رابطه اداره و سیاست در ایران: واکاوی مفاهیم، تاریخچه و شواهد» به تحلیل نسبت میان دو حوزه «اداره» (بوروکراسی یا بدنه حرفهای) و «سیاست» (بدنه سیاسی) در نظام حکمرانی ایران پرداخته است. تعامل سازنده میان این دو حوزه از ارکان حکمرانی مطلوب است، اما در ایران تاریخی طولانی از تنش، تداخل و سلطه متقابل میان آنها وجود دارد که به شکلهای مختلفی از «سیاستزدگی دیوانسالاری» و «ادارهزدگی سیاست» بروز یافته است. این تداخلها پیش از انقلاب اسلامی در قالب مواجهه تکنوکراتهایی همچون ابوالحسن ابتهاج و علینقی عالیخانی با شاه و تصمیمات اتخاذشده توسط او ظاهر میشد و در سالهای بعد از انقلاب، در قالب قوانینی همچون ماده۵۴ قانون مدیریت خدمات کشوری، بروز کرده است که اجازه میدهد تا ۱۵درصد از پستهای مدیریتی از خارج از مسیر اداری و با انتخابهایی سیاسی از افراد خارج از دستگاه اداری منتصب شوند.