حسین عبده تبریزی، از استادان معتبر اقتصاد مالی با بهرهگیری از یکی از بنیادیترین مدلهای اقتصاد کلان یعنی «تابع تولید کوب-داگلاس» تصویری روشن از چرایی جاماندگی اقتصاد ایران از مسیر توسعه ترسیم کرده است. وی نشان میدهد که رشد پایدار تنها با انباشت سرمایه و نیروی کار حاصل نمیشود، بلکه نیازمند جهش در «بهرهوری کل عوامل» است؛ جهشی که محصول اصلاحات نهادی، رقابت سالم، شفافیت، آموزش و دسترسی به فناوریهای نوین است. درحالیکه اقتصاد ایران طی دو دهه گذشته بیشتر بر تزریق سرمایه و استخدام نیروی کار تکیه کرده است، ضعف حکمرانی اقتصادی، تحریمها، پوپولیسم، فساد ساختاری و بیثباتی سیاستی موجب شدهاند بهرهوری در اقتصاد ایران در سطح نازلی باقی بماند. به این ترتیب رویای سند چشمانداز۱۴۰۴ برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه محقق نشد و اقتصاد ایران با فاصله زیادی از ترکیه و عربستان عقب ماند. عبدهتبریزی تاکید میکند که اصلاحات نهادی میتوانند موتور رشد باشند؛ حلقه مفقودهای که بدون آن، بازیگران اصلی رشد، ثبات و بازدهی لازم را نخواهند داشت.